مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات

پایگاه اطلاع رسانی حنا

اطلاع رسانی شفاف،واقعی و روشن در پایگاه اطلاع رسانی حنا

سلام دوست عزیز به وبلاگ پایگاه اطلاع رسانی حنا خوش آمدید *** سال اقتصاد و فرهنگ باعزم ملی و مدیریت جهادی مبارک***نظر یادتون نره.

گفت: سلطنت طلب های بهایی و اصلاح طلبان فراری در دانشگاه مریلند آمریكا یك همایش 3روزه برگزار كرده اند.
گفتم: كه چی بشه؟!
گفت: اعلام كرده اند كه مقصود از این همایش مبارزه پی گیر با هدف براندازی جمهوری اسلامی ایران است!
گفتم: حیوونكی ها حالا اگر می خواستند مبارزه كنند چرا فرار كرده و رفته اند آمریكا؟! كه تا حالا نتوانسته هیچ غلطی بكنند.

  
گفت: چه عرض كنم؟! در این نشست، یكی از اصلاح طلبان فراری خطاب به «جان لیمبرت» دیپلمات آمریكایی كه در نشست شركت كرده بود گفته است حمایت آمریكا از اپوزیسیون به نفع هر دو طرف است.
گفتم: اربابی كه از بی عرضگی نوكرش عصبانی شده بود، سرش داد كشید و گفت؛ مرتیكه الدنگ، با اردنگی بیرونت می كنم. و نوكر یواشكی به او گفت؛ ارباب! می دونی كه من مثل كش زیرشلواری شما هستم، اگر ولم كنی آبروی هر دوتایی مون میره!





طبقه بندی: عکس و کاریکاتور و طنز،
برچسب ها:گفت شنود، اردنگی، جلسه بهاییان، سلطنت طلب ها، شاه،

[ جمعه 14 آبان 1389 ] [ 08:21 ق.ظ ] [ آرش اکبری ]

[ نظرات() ]


گفت: اعتراف اكبر گنجی به دروغ بودن ادعای تقلب و نتیجه گیری او كه اساساً جنبشی در كار نبوده است بد جوری برجك سران فتنه را پرانده است.
گفتم: حیوونكی ها!
گفت: یكی از افراد نزدیك به سران فتنه در تماس با بهاءالله مهاجرانی از وی خواسته است هر طور كه ممكن است سر و ته این قضیه را درز بگیرد.
گفتم: گنجی كه دیگر در زندان اعتراف نكرده تا سران فتنه ادعا كنند به زور و تحت فشار! اعتراف كرده است!

گفت: بهاءالله قول داده كه سابقه عدم تعادل روحی را مطرح كند و از این طریق اعتراف او را مخدوش جلوه دهد.
گفتم: اگر سابقه عدم تعادل روحی داشت، چرا بهاءالله مهاجرانی و كدیور افندی او را به عنوان یكی از 5 عضو مركزیت سایت جرس انتخاب و معرفی كردند؟!
گفت: چه عرض كنم؟! خودشان هم فهمیده اند كه بد جوری توی هچل افتاده اند و گنجی هر چه هست به جای خود، ولی این اعتراف او به تنهایی یك سند است.
گفتم: شخصی نزد همسایه خود رفت و از او خواست الاغش را به وی قرض بدهد. همسایه گفت الاغ را یكی دیگر قرض گرفته و برده است. در همین حال، صدای عر عر الاغ بلند شد و یارو با گلایه به همسایه گفت؛ ولی الاغ شما كه در طویله است. و همسایه با عصبانیت گفت؛ مرد حسابی! حرف من پیرمرد را قبول نمی كنی ولی حرف الاغ را باور می كنی؟ یارو در پاسخ گفت؛ تو را بیشتر از الاغ قبول دارم ولی الان این الاغ خودش سند دروغگویی توست.





طبقه بندی: عکس و کاریکاتور و طنز،
برچسب ها:گفت شنود، کیهان، طنز سیاسی، اکبر گنجی، سران فتنه،

[ یکشنبه 25 مهر 1389 ] [ 06:53 ب.ظ ] [ آرش اکبری ]

[ نظرات() ]