مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic

پایگاه اطلاع رسانی حنا

اطلاع رسانی شفاف،واقعی و روشن در پایگاه اطلاع رسانی حنا

سلام دوست عزیز به وبلاگ پایگاه اطلاع رسانی حنا خوش آمدید *** سال اقتصاد و فرهنگ باعزم ملی و مدیریت جهادی مبارک***نظر یادتون نره.

فرقه انحرافی امروز در مقامی نیست كه با طرح مساله‌ای جدید، اذهان را از فسادهای سازمان‌یافته این فرقه فارغ ساخته و در دعوای زرگری خود، دامنش را از كرده‌ها، مبری سازد چنانچه سرانجام محاكمه عمومی فسادهای كارگزاران، حذف تدریجی سیاسی هاشمی رفسنجانی از سوم تیر 84 تاكنون را رقم زده است.

سال‌های ابتدایی دهه هفتاد، زمانی بود كه كشور تازه از جنگی فرسایشی و هشت ساله فارغ شده و سازندگی در كشور به بركت روحیه جهادی دوران دفاع مقدس آغاز شده بود. گو آنكه دولت مستقر مفهومی به نام جهاد برای سازندگی كشور را اساسا به رسمیت نمی‌شناخت و بر این اساس در منابر عمومی و رسمی، رسانه‌ها و تریبون‌های ملی، به صراحت دوران جنگ و جهاد را تمام شده دانسته و صاحبان جبهه و جنگ و ایثار را بازنشست اعلام می‌نمود و از اینرو تكنو كرات‌های «جنتلمن» را به عنوان مدیران یقه سفید بخش‌های حاكمیتی قرار داده و سینه سوختگان دلسوز به حال ملت و مملكت را به بهانه‌های گوناگون منزوی می‌ساخت اما سرعت فعالیت و سازندگی در بخش‌های عمومی و مردمی رونق مضاعفی یافته فضای كار و تلاش كشور را فراگرفته بود.

                                                                     بقیه در ادامه مطلب

سود حاصل از فعالیت‌های سازندگی و رونق یافتن اقتصاد در جامعه‌ای كه در اثر فراگیری فرهنگ جنگ و جهاد به زهد و قناعت اسلامی و انسانی عادت كرده بود بالطبع می‌بایست برای رونق‌گیری فعالیت‌های بیشتر اقتصادی و ساختن هر چه بیشتر و پر شتاب‌تر كشور هزینه می‌شد اما طبقه جدید شكل یافته‌ای به نام «كارگزاران سازندگی» كه پیش از این اساسا یا در ایران نبوده و بدلیل آلرژی نسبت به بوی خون و باروت‌ جبهه‌ها، در فرنگ به تحصیل و خوشگذرانی مشغول بوده و یا در ایران به هنگامی كه از خون جوانان وطن لاله‌ها می‌رویید آنان در ویلاهای شخصی شمال و ... به تمدد اعصاب روی آورده بودند، با چشیدن طعم قدرت و شیرین یافتن آن به فكر تداوم حضور در قدرت، ریاست و سیاست و اقتصاد افتاده و اموال عمومی را همچون قباله به ارث رسیده از مادران‌شان دست به دست كرده و موجب فسادهای عجیب از نوع اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و بالطبع فرهنگی شدند.

كار بدانجا رسید كه رهبری معظم انقلاب اسلامی در فاصله سال‌های 71 تا 76 مكررا بر جلوگیری از پدید آمدن طبقه اشرافیت جدید انذار داده، حتی در نامگذاری سال‌ها «انضباط اقتصادی» و پرهیز از اسراف در هزینه‌های عمومی و ملی، ترویج روحیه ساده‌زیستی به جای تبلیغ مصرف‌گرایی را تاكیدمی‌فرمودند. هم ایشان در سال 74 واژه‌های نوین «نوكیسه‌گان» و «ثروت‌های باد آورده» را وارد ادبیات سیاسی انقلاب ملت ایران كرده و در گوشزدهای اكید خود در جمع مردم خطاب به دولتمردان‌ هاشمی رفسنجانی از بروز فساد اقتصادی در نهادهای حاكمیتی گلایه‌های شدیدی ابراز داشتند. این گلایه‌های عمومی نشان می‌داد كه تاكیدات مكرر معظم له به رئیس جمهور وقت -كه سودای مادام‌العمری ریاست جمهوری در سر می‌پروراند - و كارگزاران دولت او بی‌فایده بوده و ایشان با علنی ساختن انتقادات انقلابی، در صدد جلوگیری از
«انحراف» انقلاب اسلامی به كژراهه برآمد‌ه‌اند.

همین مقطع بود كه روغنی زنجانی‌ها، نوربخش‌ها، كرباسچی‌ها، عطریانفرها، عبدا... نوری‌ها، مهاجرانی‌ها و مهدی و فائزه هاشمی‌ها سخن از «ضرورت» اجتناب ناپذیر شدن «له شدن» اقشار آسیب‌پذیر - همان مستضعفین صاحبان انقلاب و اداره كننده دفاع مقدس و ولی نعمتان انقلاب و امام و رهبری - در زیر چرخ دنده‌های توسعه به میان آورده و تورم 50 درصدی برگرده مردم سوار ساختند.

گرته‌برداری‌ها -آن هم ناقص و نارسا - از مدل‌های اقتصادی شكست خورده كشورهای دسته چندم اروپایی و همسایه نظیر تركیه و ... در دولت سازندگی باعث شد تا هجمه‌های اقتصادی فراوان بر دوش مردم قانع و صبور كشور فرود آمده و دولت به جای همدردی و كمك برای بهبود شرایط معیشتی در جواب این سئوال كه بالاخره با این قشر وسیع جامعه كه در حال نابودی مطلق است چه كنیم؟ پاسخ می داد كه: «باید همگی آنها را با كشتی به اقیانوس بریزیم تا دیگر چنین نق‌زن‌هایی وجود نداشته باشند».

این در حالی بود كه كرباسچی كه خود نمونه تجسم یافته مدیریت «ضد مردمی»، بروكرات، تكنوكرات، لیبرال مسلك و دیكتاتور مآب كارگزارانی بود، در شهر تهران برای خود حكومت خود مختاری را به راه انداخته، به بهانه شهرسازی - البته غربی و اومانیسم محور - و با این توجیه كه نشانه‌‌های شهدای «مردم» باعث رنجیدگی خاطر و افسردگی عمومی می‌شود! به جمع‌آوری نمادهای ارزشی و انقلابی از سطح شهر همت گماشت. از سوی دیگر برای آنكه پول تبلیغات سیاسی و انتخاباتی و جیب‌های گشاد هم حزبی‌ها و پول سفرهای خارجی خاندان هزار فامیل ثروت و قدرت كارگزاران تأمین شود، خانه‌های محقر جنوب شهر بر سراهالی خراب می‌شد و پول گزاف تراكم هوایی! از جیب تهی محرومین و مستضعفین تامین می‌شد.

شهرداری با قانون‌های من در آوردی مردم را در «منگنه» قرار داده و از آب برای خود كره می‌گرفت و اینجا اساسا سخنی از «مردم» و «حق» آنان نبود. دانشگاه آزاد كه ملك مطلق خاندان هاشمی رفسنجانی و جاسبی بود همچنین به پاتوقی برای چپاول اموال مردم مشغول بود و در این فضا هر كه صدایی به مخالفت با زد و بندها و یغما رفتن اموال عمومی و سپس فسادهای مترتب بر آن از قبیل سیاسی، امنیتی، اجتماعی و فرهنگی بر می‌داشت مخالف سردار سازندگی!! تلقی شده و گویا مهدورالدم نیز می‌شد!

گرده رنجور مردم كه اكثریت جامعه انقلابی را در دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی تشكیل می داد تاب تحمل چنین فشارها، بی‌احترامی‌ها، تحقیرها و توهین‌هایی را نداشت و حال آنكه این مردم بایستی به خاطر مقاومت و تحمل انقلابی خود از سوی دولتی‌ها صاحب بزرگترین تكریم‌ها می‌شدند و از اینرو بود كه در دومین دوره ریاست جمهوری رفسنجانی وی با حداقل آراء مردم و در كمترین مشاركت انتخاباتی و آن هم با بازی‌های سیاسی كاندیدا نمایی و بازار گرمی امثال جاسبی برای هاشمی رفسنجانی و ... توانست تنها كف آراء را بدست آورده و به ریاست جمهوری نایل آید.

پدید آمدن بحران‌های امنیتی و اجتماعی نظیر بحران مشهد، اسلامشهر و ... كه البته با بی‌تدبیری دولتی‌ها نیز همراه بود از همین عدم اقبال عمومی به كارگزاران سازندگی و شخص هاشمی رفسنجانی و خاندان و فرزندان او حكایت داشت.

تا بدین مرحله اما نه تنها نامی از مردم، اعتقادات آنان و احترام به آنها نبود كه با تحمیل فشارهای مختلف به آنان و توهین‌ها و تحقیرهای عمومی حتی از تریبون‌هایی ‌نظیر نماز جمعه تهران - توسط رییس جمهور وقت- طبقه مرفه و اشرافی «خان سالاران نوین، نوكیسه‌گان قدرت طلب و اشرافیت گرایان نوظهور» اساسا محلی از اعراب برای مستضعفین و محرومین و پا برهنگان قائل نبودند. اما هنگامیكه آرام آرام فضای غالب جامعه علیه این جریان در حال بسیج شدن بود، از سویی دیگر مخالفت جدی و تاریخی رهبری معظم انقلاب اسلامی - دام ظله - با مادام‌العمر شدن ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی علنی شده و این جریان دریافت كه برای تداوم حضور در قدرت، محتاج به آرای همین مردمی است كه تا دیروز ملعبه دست آنان بوده و با تمسخرها، جوك‌ سر سفره و مایه انبساط خاطرنشان را فراهم آورده است، بدین اندیشه افتاد كه انتقادات به وضعیت اسفبار و فساد آلود برخی دستگاه‌های دولتی، مطالبه عمومی ضرورت پاسخگویی مسئولین نسبت به رانت‌خواری‌ها، ویژه پردازی‌ها و باندگرایی‌های فامیل سالاران را با بدلی به بازی «برد - برد» برای خود تبدیل سازد.

ابعاد این بازی منجر به آن می‌شد كه با به فراموشی سپردن دعوای اصلی، دعوایی فرعی ساخته شده و دمیدن در آن دعوا و یا حتی سكوت نسبت به آن، زمین بازی این طبقه نوكیسه را مهیا سازد. «كارگزاران سازندگی» در سال‌های اواسط دهه 70 با فرهنگی معرفی كردن دعوای خود با طبقه محرومین و مستضعفین اولا صحنه‌درگیری را از فضای منفعل پدید آمده برای خود در بعد فساد اقتصادی و سیاسی به فضای تهاجمی در بعد فرهنگی مبدل ساخت و ثانیا مواجهه منتقدین با خود را به مواججه منتقدین با مردم معرفی و ثالثا در دروغی كاملا رسوا و سراپا زشت، خود را مدافع مردم، جوانان، زنان، دانشجویان، فرهیختگان و ... معرفی كرد. چنانچه در بعد سلبی نیز منتقدین به وضعیت اقتصادی كشور را كه همواره خواهان روشن شدن وضعیت بد معیشتی بوده و مثلا قراردادهای پس پرده فلان آقازاده در نفت با فلان شركت انگلیسی یا ... را زیر سؤال می‌بردند را افرادی متعصب، متصلب،«اقتدارگر»، خشونت‌طلب، ضد فرهنگ، ضد زنان، ضد آزادی، ضد رفاه و آسایش مردم و ضد جوانان و مقتضیات طبیعی آنان قلمداد می‌ساختند.

چنین شد كه از یكسو اباحه گری در فرهنگ و فكر، بی‌بندوباری در سینما، تئاتر، كتاب، رسانه‌های مكتوب و نشریات و فضای عمومی جامعه را ترویج و تبلیغ می‌ساختند و از سوی دیگر با واسطه‌‌های متعدد به تهییج غیرت انقلابی و ارزشی اقشار متدین و حزب‌اللهی پرداخته و خود با دمیدن در این تنور، مسبب درگیری‌های فیزیكی این دو جریان با یكدیگر می‌شدند. كارگزاران سازندگی با لاابالی‌گری فرهنگی نظیر ترویج دوچرخه سواری بانوان، ژشت‌های جدید فائزه هاشمی با شلوار لی و روسری فلان رنگی و كیف قرمز در مقابل دوربین‌های رسانه‌ای، به زعم خود چماق متدینین را تیز می‌كرد تا با درگیری ساختگی این دو قشر با یكدیگر، دعوای اصلی را به كناری نهاده و خود كه بیشترین صدمات به مردم از هر قشر و گروه و تفكر و فرهنگ وارد ساخته بود را مدعی مردم و حق انتخاب آنان معرفی نماید.

در این میان گرفتار شدن جریان اصیل ارزشی در این بازی سیاسی فرعی هم منجر به آن شد كه محمد خاتمی سردار ترس، انفعال و بی‌عرضگی كه حتی خود طرفدارانش هم او را در تنبلی و انفعال، بی‌تدبیری و بی‌عرضگی با سلطان حسین صفوی به مقایسه نشستند، بتواند بر موج «تغییر» خواهی عمومی از یكسو و دو قطبی ساخته شده كارگزاران سازندگی سوار شده و هشت سال دیگر همان جریان فاسد تكنوكرات و لیبرال مسلك بر مسند قدرت اجرایی كشور تكیه زند.

امروز اما دقیقاً كارگزاران سازندگی در قالب جریان موسوم به انحرافی خود را بازیابی كرده و درصدد است تا همان روش‌ها، شیوه‌ها و ترفندها را طابق النعل بالنعل تكرار نماید. جریانی كه امروز طشت رسوایی فساد اقتصادی خود را از بوم پائین افتاده می‌بیند، پرونده‌های رو شده مفاسد اقتصادی خود از مناطق آزاد تجاری گرفته تا بانك‌های تاسیس خود نظیر «ت» و «گ» و فسادهای رخ داده در قاچاق ارز و دخانیات و ... را مایه آبروریزی و ننگ ابدی برای خود و بالطبع مایه دوری همیشگی خود از قدرت می‌پندارد. در این بین افرادی‌كه مع‌الاسف در اطراف رئیس جمهور مردمی، به كمین آبروی با رنج بدست آمده او نشسته و با اقسام روش‌های ماكیاویی در كسب و خرج ‌نامشروع، به فسادهای گوناگون اقتصادی و سیاسی و اجتماعی و امنیتی هم مبتلایند.

اینان امروز با تأسیس چند پایگاه اطلاع‌رسانی و تصاحب چند نشریه مكتوب درصدد براه اندازی بازی از همان نوع بازی كارگزاران سازندگی در دهه 70 برآمده‌اند. چنانچه جمع‌آوری مطلب و انتشار ویژه‌نامه «خاتون» در جریده دولت كه معمولا با دستور مستقیم شخص اول انحرافی و عمله‌گی عناصر دسته چندم در این روزنامه صورت می‌گیرد نیز از همین زاویه قابل رصد است.

همچنین دامن زدن به بحث‌هایی نظیر ماهواره، حجاب ،چادر،جوانان، ابتذال، آب و آتش، تفكیك جنسیتی دانشگاه‌ها و ... در روزنامه‌های دیگر این فرقه همچون «ه‍» و ... ،حكایت از آن دارد كه این پروژه‌، دستور كاری دائمی برای این «مدل» از تغییر ذائقه‌ها بوده و این جریان درصدد جانمایی و جا اندازی این انگاره غلط، منحرف و دروغ در میان جامعه است تا با حاشیه‌سازی‌ها، خود را طرفدار جوانان، زنان و... جلوه دهد و منتقدین دیروزین خود به وضعیت مفاسد اقتصادی‌اش را در مقام متهم به دست‌اندازی به حقوق و آزادی مردم نشانده و در نهایت ضد آزادی و رفاه و آسایش عمومی بنامد. چنانچه در ادبیات این جریان نیز همچون كارگزاران، منتقدین ارزشی، متدینین و فسادستیز فرقه انحرافی، اقتدارگرا و خشونت‌طلب لقب داده می‌شوند.

فرقه انحرافی البته امروز در مقامی نیست كه با طرح مساله‌ای جدید، بخواهد اذهان عمومی را از فسادهای سازمان‌یافته و منسجم این فرقه فارغ ساخته و در دعوای زرگری ساخته شده خود، دامن خود را از كرده‌ها، مبری سازد. این فرقه اتفاقا نشان داده كه هرگاه كشور، دولت، رئیس جمهور و قوا در حال تثبیت و تعالی موقعیت خود بوده، كشور به سمت آرامش، فعالیت كار و تلاش برای مردم و وفاق میان قوا، همبستگی میان ملت و دولت و برداشتن گام‌های خدمت به مردم به پیش رفته، با طرح جعلی و ناشیانه‌ای درصدد رویارویی جدید میان صفوف مردم و دولت بوده تا كار كشور بر زمین معطل بماند. اینجاست كه اگر هیچ قرینه‌ای از قرائن امنیتی و اطلاعاتی هم مؤید وابستگی این فرقه به فرق ضاله فتنه و در نهایت سرویس‌های جاسوسی و امنیتی دشمن موجود نبود، تردیدی در خط‌گیری این فرقه از دشمنان باقی نمی‌ماند.

اما فرقه انحرافی باید بداند كه سابقه، تجربه، تیم منسجم و تدابیر كارگزاران حتی قدرت نفوذ او در لایه‌های مدیریتی كشور و حتی بهره‌مندی او از حمایت‌های شخصی همچون هاشمی رفسنجانی هم نتوانست جلوی توفندگی حركت انقلابی مردم و شدت انزجار آنان از اشرافیت مدرن كارگزارانی را سد نماید و سرانجام محاكمه و مطالبه عمومی نسبت به فسادهای سازمان‌یافته آنان، حذف تدریجی هاشمی رفسنجانی از سوم تیر 84 تاكنون را رقم زده است.از دست دادن ریاست جمهوری، ریاست خبرگان رهبری، منبر نمازجمعه تهران و شأن داوری میان قوای سه‌گانه از آن جمله است، حذف فرقه انحرافی كه جای خود دارد.





طبقه بندی: اخبار روز،
برچسب ها:فائزه، خاتون، خانم، خاتون ایران، روزنامه ایران، فائزه خاتون،

[ شنبه 29 مرداد 1390 ] [ 05:10 ب.ظ ] [ آرش اکبری ]

[ نظرات() ]