مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic

پایگاه اطلاع رسانی حنا

اطلاع رسانی شفاف،واقعی و روشن در پایگاه اطلاع رسانی حنا

سلام دوست عزیز به وبلاگ پایگاه اطلاع رسانی حنا خوش آمدید *** سال اقتصاد و فرهنگ باعزم ملی و مدیریت جهادی مبارک***نظر یادتون نره.

حتما در جریان پیشنهادات ضد انقلاب برای روزهای برگزاری جنبش عدم تعهد هستید. پیشنهاداتی مثل كثیف كاری در تهران یا مسافرت نرفتن و ایجاد ترافیك در شهر. متن زیر خاطرات یكی از بچه های جنبش سبز است كه بدجوری به این پیشنهادات عمل كرده است:

پس پریروز امروز اولین روز اجلاس عدم تعهد بود. ما هم با بچه ها یكجا جمع شدیم و تعهد دادیم كه این چند روز تعطیلات را بی خیال عشق و حال شویم و خودمان را وقف جنبش سبز كنیم. البته یكی از دوستان كه اول اسمش فرهاد است معتقد بود كه خود جنبش سبز پر از عشق و حال است و كجا بهتر از اینجا. او وقتی این جمله را می گفت با چشمانش به یكی از دوستان كه اول اسمش ژیلاست اشاره می كرد. وقف هم مختلطش خوب است. تا باشد از این وقف كردن ها!
بقیه در ادامه مطلب

پریروز

دیروز كه خودمان را وقف كردیم قرار گذاشتیم گام به گام جنبش عدم تعهد را وسیله ای برای پیروزی جنبش سبز قرار دهیم. گام اول این بود كه در تعطیلات از تهران خارج نشویم. اما امروز كه سر قرار حاضر شدیم دیدیم اكثر بچه‌ها گام اول را خیلی بلند برداشته اند و الان طرفهای مرزن آباد هستند! پیش خودم گفتم خوب شد شلوار پایشان بوده است!

یكی از دوستان كه اول اسمش پرستو است با گریه از این اتفاق دم میزد. واقعا از اینكه هنوز افرادی هستند كه تنهایی و غربت جنبش سبز اینطور دلشون رو به درد میاره، تحت تاثیر قرار گرفتم. به او گفتم حق داری گریه كنی، واقعا این همه بی مهری به جنبش قابل تحمل نیست. پرستو در حالی كه گریه می كرد گفت: جنبش كیلو چنده؟ من كه برای اون گریه نمی كنم. قرار بود فرهاد من رو با خودش ببره، اما امروز كه به تلفنش زنگ زدم اون دختره ایكبیری ژیلا گوشیش رو برداشت!

می خواستم بهش تذكر بدم كه نباید اسم اعضای جنبش رو اینطور بی محابا ببره و باید با اسم رمز بگه. فرهاد و ژیلا یعنی چه؟ باید بگه اول اسمش فرهاد یا اول اسمش ژیلا! بچه های جنبش كی می خوان رعایت اصول امنیتی رو یاد بگیرند؟! خلاصه می خواستم بهش تذكر بدم ولی هق هقش بخاطر مظلومیت و غربت جنبش بالا رفته بود و صدا به صدا نمی رسید!

دیروز

دیروز بچه ها با حضور در جاده چالوس و هراز حسابی ترافیك ایجاد كرده بودند كه باعث خرسندی بود. البته قرار بود تهران ترافیك شود اما خب چكار می شود كرد. بچه ها اعتقاد دارند جنبش نباید به پایتخت منحصر شود و باید تمام كشور به جنبش دربیاید. از این رو خودشان هم هی می روند شمال و انقدر می جنبانند كه خدا می داند.
اما ما كه امروز در تهران بودیم تصمیم گرفیتم گام دوم را عملی كنیم. بنابراین رفتیم بالای پشت بامها تا الله اكبر بگوییم. اولش كسی روش نمی شد چیزی بگه. بعد كه مطمئن شدند كسی نمی بیندشان آرام گفتند الله اكبر. هنوز چندبار الله و اكبر نگفته بودیم كه یكی از بچه ها كه اول اسمش تیرداد است یك سوال فلسفی پرسید. او گفت اصلا این چیه كه ما داریم میگیم؟

یكی از بچه ها كه اول اسمش پرستو است و حضور تیرداد كمی حالش را جا آورده بود گفت: بابا این همون چیزیه كه این امل‌ها اول نماز میگن. همون كه اول اسمش تیرداد است گفت: نماز چیه؟! این دوباره حواب داد: همون كه وضو میگیرن میخونند دیگه. همون اولی دوباره پرسید: وضو چیه؟ این دوباره گفت: عزیزم همون كه اول گردن و سمت راستت رو می شوری، بعد مسح پا میكشی، بعد كف دستت رو میزنی تو خاك و سرت رو مسح میكنی و بعد جمعه ها می ری نماز جمعه میخونی! اون اولی باز پرسید: نماز جمعه چیه؟ این گفت: بابا تو دیگه چقدر پرتی، مگه تو تو نماز جمعه مختلط آقای هاشمی نبودی؟ اون دوباره پرسید: آقای هاشمی چیه؟!

اونی كه اول اسمش پرستو بود به همراه من كه اول اسمم خسرو است به همدیگه نگاه كردیم و از اینكه یه همچین عضوی تو جنبش هست احساس شرم كردیم. اونی كه اول اسمش پرستو بود انقدر احساس شرم كرد كه بلند بلند زد زیر گریه. بهش گفتم حق داری دلت به حال جنبش بسوزه و از این بی كسی جنبش گریه كنی. گفت: برو بابا دلت خوشه. من دلم به حال خودم می سوزه كه فرهاد رو مفت و مجانی از دست دادم و حالا باید با همچین شاسكولی جنبش كنم! الهی به زمین گرم بخوری ‍ژیلا!

اینبار دیگه طاقت نیاوردم و بهش تذكر دادم كه حتی موقع دعا كردن هم باید اصول ایمنی فعالیت چریكی را رعایت كنی و مثلا بگی الهی به زمین گرم بخوری اونی كه اول اسمت ‍ژیلاست! همین موقع اونی كه اول اسمش تیرداد بود گفت: دعا چیه؟!

امروز

امروز باید گام سوم را بر میداشتیم. اونی كه اول اسمش پرستو است با چشمهای گریان آمده بود. اونی كه اول اسمش تیرداد است سوت بلبلی می زد. بغیر از اینها چند نفر دیگر هم بودند كه اول اسمشان برزو، ماهرخ، ایانا و ساسی بود.

به بچه ها گفتم در گام سوم باید شهر را كثیف كنیم و به گند بكشیم. تا این را گفتم اونی كه اول اسمش تیرداد بود چمباتمه نشست زمین كه... بچه ها دویدند و توجیهش كردند كه منظورمون اینطوری نیست! بچه ها زدند زیر خنده بجز اونی كه اول اسمش پرستو بود كه باز زد زیر گریه. چون مطمئن بودم اینبار هم برای جنبش گریه نمی كند نرفتم سراغش.

بچه ها را پخش كردم بین سطل آشغالهای مختلف تا بروند و شهر را كثیف كنند. به اونی كه اول اسمش پرستو بود گفتم برود سراغ سطل آشغال تقاطع وصال و انقلاب. تا این را گفتم دوباره زد زیر گریه. گفتم اینبار تیرداد چكار كرده است؟ گفت: نه، قضیه چیز دیگه ایه. من با این سطل آشغال روزگاری داشتم. اصلا بوی آشغالهاش رو از بین صد تا سطل زباله میتونم تشخیص بدم. آخه تو ماجرای فتنه هم من مسئول همین سطل آشغال بودم.

اینبار من از اینهمه احساس، اشك در چشمانم حلقه زد. اونی كه اول اسمش پرستو بود هم با شدت بیشتری گریه كرد. بهش گفتم حق داری، یاد آوری این زحماتی كه برای جنبش كشیدیم واقعا گریه داره. گفت: آره. اون روزها فرهاد هم باهام بود وقتی آشغالها رو می جنبوندیم اما حالا با این شاسكوله تیرداد باید بریم سروقت آشغالها!

تیرداد چند متر آنطرفتر چمباتمه نشسته بود و قبل از اینكه بچه ها بهش برسند...!

فردا

فردا اجلاس جنبش عدم تعهد تمام شده است. به نظر من ما روزهای موفقی را پشت سر گذاشتیم. اونی كه اول اسمش فرهاد است هم از چالوس زنگ زد و گفت او هم روزهای موفق و باحالی را پشت سر گذاشته است!
منبع:رجانیوز




طبقه بندی: عکس و کاریکاتور و طنز،
برچسب ها:خاطرات یك جنبش سبزی، خیانت و تجاوز، اجلاس عدم تعهد!، عشق و حال، ژیلا، مختلط، جاده چالوس و هراز،

[ پنجشنبه 2 شهریور 1391 ] [ 10:50 ق.ظ ] [ آرش اکبری ]

[ نظرات() ]